دکترآصف حاجی زاده-
بی شک همه بر اهمیت دانش و تکنولوژی واقفند وقتی از تکنولوژی صحبت می شود تصویرهایی در ذهن تداعی می گردد این تصویرها شرایط و وضعیت های صنعت ماشینی یا همان «صنعت سخت افزاری» را مجسم می نماید این تصاویر شامل کارخانه های عظیم جثه تولید، نیروگاه های غول پیکر تولید برق و ... می شود که در فرایند تولید خود دارای عملیات هایی چون ریخته گری، آهنگری، ماشین کاری، عملیات حرارتی و... می باشد عموماً مردم در ذهن خود بین این تصاویر و پیشرفت و توسعه یک رابطه منطقی و حتی علت و معلولی برقرار می کنند چرا ؟ چون غالباً تصور بر اینست که پیشرفت غرب در گذر از دوران «صنعتی شدن» به مفهوم همان سخت افزاری ممکن شده است یعنی توسعه و پیشرفت امروزی غرب درتمامی عرصه بر بنیادهای صنعتی شدن استوار است لذا برای حصول پیشرفت و توسعه باید همان راه را طی کرد که غرب از آن عبور کرده است نا گفته پیداست که ظهور شیوه تولید صنعتی باعث تحول کیفی در وجه زیستی انسان شده است و بدینسان سطح روابط اجتماعی انسان نیز جهش پیدا کرده است این تحول بدان حد است که نمی توان دوران بعد از صنعتی شدن را با دوران قبل از آن مقایسه نمود نظام صنعتی در اختیار انسان ابزارهایی را قرار داد، ابزارهایی که توانست توان حسی انسان را هزاران بار افزایش دهد بطوریکه اندامهای مصنوعی قدرت و توان اندامها و حسهای زیستی انسان را به صورت سرسام آوری ارتقاء بخشید به این ترتیب استعدادهای بذات و بالقوه انسانکه در خا موشی قرار گرفته بودند به صورت بالفعل به تحرک در آمدند و از این طریق اعمال ارادۀ آزادی و قدرت خلاقیت انسان افزایش یافت ....آصف حاجی زاده-در فلسفۀ مدرن و امروزی «تساهل» مفهومی اساسی بوده و بطور کلی عمل برمبنای آن به عنوان مولفۀ ذاتی جوامع آزاد و کثرت گرا شناخته شده و بطور گسترده در دنیای ما شایع شده است.با اینحال هنوز در فرهنگ های امروزین برروی شکل ومحتوای تساهل توافق عمومی وگسترده وجود ندارد. مفهوم، مبنا و حدود وثغور تساهل از جمله موضوعاتی است که درفرهنگ های مختلف به شدت مورد مناقشه و اختلاف می باشد. خوشبختانه در سیصد سال گذشته فلاسفه سیاسی با تامل وغور درمفهوم تساهل نقش مهمی را در حل این منازعات ایفا نموده اند که توانسته است نه تنها در رد تئوری های ناصحیح موثر باشد، بلکه همچنین در روشن نمودن نوع نگاه ما دربارۀ تساهل نیز راهگشابوده است. فلسفۀ سیاسی مارا قادر به فهم این موضوع ساخته است که تصمیم گیری های سیاسی مستلزم فهم آشکار عقلانی از تساهل و همچنین چگونگی اجرای آن است ....