آصف حاجی زاده-انسان چرا و چگونه آزاد است ؟
برای اینکه بتوانم منظورم را بهتر برسانم از تمثیل «نور» شیخ اشراق استفاده می کنم . شیخ اشراق می گوید موجودات هرکدام از نورهستند انسان بیشترین سهم را از نور دارد – حیوانات کمتر از انسان و نباتات کمتر از حیوان و نباتات کمتر از جامدات سهم ازنور برده است . اگر بجای نور در تمثیل شیخ اشراق مفهوم «برخورداری از قابلیت اعمال اراده » را بکار ببریم می توان اینطور گفت که جامدات از کمترین قابلیت اعمال اراده برخوردارند و گیاهان از قابلیت اعمال اراده بیشتری نسبت به جامدات برخوردارند حیوانات بیشتر از آنان و انسان می توان گفت بیشترین قابلیت اعمال اراده را در بین موجودات شناخته شده دارا هست . انسان نسبت به هر موجود دیگری از اختیار بیشتری برخوردار است . موجودی است که انتخاب می کند ، اختیار می کند نفی می کند ، قبول می کند ، رد می کند، میخواهد ، نمی خواهد، می داند، می جوید و ...
چرا انسان از« قابلیت اعمال اراده » برخوردار است ؟ انسان به لحاظ حسی دارای قویترین حس هاست می بیند، می بوید، لمس می کند، می شنود و می چشد . براساس این حس ها بین آنچه را که حس کرده تمایز و فرق می نهد و آنها را با فرق هایشان به خاطر می سپارد و در هنگام ضرورت بیاد می آورد و در حیات زیستی خود از این توانایی ها بهره می گیرد .
قابلیت اعمال اراده انسان یا آزادی انسان در این سطح از توانایی زیستی نسبت به سایر موجودات بیشتر است و این اختیار انسان ذاتی اوست پدیده اکتسابی نیست شاید بتوان گفت این سطح از آزادی انسان غایت آزادی حیوانی باشد که فقط می توان به نیازهای زیستی بر حسب اختیار و آزادی پاسخ گوید . بعنوان مثال وقتی یک گیاه در حیات خود با کم آبی و یا بی آبی روبرو می شود از غایت قابلیت اعمال اراده یا آزادی خود بهره می گیرد و با ریشه های خود در جهت های متعددی حرکت می کند تا به آب دسترسی پیدا کند بلکه بتواند به حیات زیستی خود ادامه دهد حال انسان را در سطح بالاتری از این آزادی مقایسه کنید ....
آصف حاجی زاده-
۱- ویژگی آرمانی اندیشه:
اندیشه از ذهن صادر می شود ولی اینکه بستر آن فقط ذهن باشد جای تامل دارد اندیشه در واکنش به پدیده هائی ظهور می یابد که می تواند پاسخی برای یک مشکل ، طرحی برای یک توسعه و یا ایده ای صرفا" تخیلی باشد اندیشه از مقتضیات محیطی خود متاثر است ولی متکی و وابسته به آن نیست، می تواند در واکنش به پدیده ای خاص در زمانی خاص ظهور یابد ولی آن قابلیت را دارد که از طریق غلبه بر فضای زبان عمومی (بعنوان پارادایم گفتگو) بی انکه فرصت یا اجازه تحقق داشته باشد در زمان های طولانی و مداوم بر اذهان عمومی اتوریته داشته باشد چه بسا همین اندیشه تخیلی و غیر قابل کاربرد باشد اساسا" واکنش به یک پدیده در حوزه تفکر توام با وضعیت «تغییر» است یعنی اندیشه ظهور یافته برای تغییر پدیده ای که بعنوان مسئله و مشکل مطرح است بوجود آمده است بعنوان مثال مدینۀ فاضله تصویر شده در کتاب جمهور افلاطون واکنشی به مسائل مربوط به واقعیت های آن زمان شهر افلاطون است که در ان صحبت از تغییرات بنیادین در خصوص ساختار سیاسی ، ساختار خانوادگی ، ساختار اجتماعی و مشروعیت حاکمیت و . . . شده است و ان طرحی ایده آل برای آینده می باشد یعنی مسئله اکنون وجود دارد ولی طرح ارائه شده به لحاظ فقدان تجربه پذیری به آینده کشیده شده حتی دامنه تاثیر آن ایده در زمان های بعد همچنان در اذهان جمعی فعال است طرح یا ایده صادر شده از ذهن اگر به لحاظ موقعیت و امکانات ، امکان تجربه شدن داشته باشد گفته می شود این اندیشه «واقعی» است ولی اگر ایده یا طرح امکان تجربه شدن نداشته باشد همچنان بصورت «آرمان» و فاضله برقرار خواهد بود و اگر تجربه شود و ناموفق باشد یعنی مورد پذیرش عموم قرار نگیرد با عنوان «غیر واقعی» بودن از مدار گفتمان اندیشه ای خارج شده یا برای ظهور در قالب نوین به حوزه تفکر درباره آن رانده می شود البته بعض اندیشه ها وجود دارند که گفته می شود به نوعی در برابر تغییر هستند ولی در مجموع طرحی برای جلوگیری از تغییر نیز تغییر محسوب می شود که چندان به بحث حاضر مربوط نیست ...